با برو بچز در کوچه و خیابان مشغول گشت روزانه بودیم و داشتیم یکی از چند قسمت باقی مانده شهر را متر میکردیم که یکباره دو جناب با شخصیت راهمان را سد نموده و ما را مورد باز خواست قرار دادند که شما هر روز اینجا چه میکنید به ناموس مردم متلک میگویید و...
منم رو ندادم بهش پریدم وسط حرفش گفتم ما که کاری نمیکنیم داریم دور میدان و که از چند روز قبل جا مونده متر میکنیم
اینو که من نگفتم شاکی شد نه گذاشت نه برداشت صداشو تا حد پارگی گلو برد بالا که بچه پررو بازی در میاری؟حالا وقتی بردمت پاسگاه اونجا شیرین زبونیتو میبینم.
منم کم که نمیارم گفتم من به چه جرمی باز داشت شدم؟
ملت : (هو هو....)
اعصابش ریخت به هم گفت جرمشو تو راه بهت میگم
- ببین من بابام وکیله (اصل 41 خیابون گردی: اصل خالی بندی) تمام قانون و حفظم شما تا جرم منو نگی حق بازداشت من و نداری
بیچاره که فکر نمیکرد اینطور بشه و نمیخواست جلو ملت کم بیاره گفت
- - به جرم توهین به ناموس .... و توهین به مامور دولت
- من به کی توهین کردم؟ خانوم من به شما توهین کردم؟ به شما متلک گفتم؟ این خانوما هم که حسابی حال کرده بودن گفتن نه!!
ملت دوباره هو...هو...هوو...
در ضمن من کی به شما توهین کردم؟ آقایوون خانوما من چیزی گفتم؟
- نه نه ...نه نه...نه نه...
در ضمن من که کار خودمو داشتم میکردم داشتم قدم میزدم که جلو من و گرفتین منم کمی شوخی کردم و این هم توهین به مامور دولت نیست.
حالا من که شیر شده بودم و تازه را افتاده بودم یکی از اون نطق های تکراریم و ایراد کردم که:
تازه این ناشات میگیره از نداشتن تفریح سالم و بیکاری جوانان ما ، که میان تو خیابون به ناموس مردم ...این یه معظل شده در جامعه ما و شما هم حق دارید به این طور آدما گیر بدید ....آخرشم گفتم نه به همه
البته یارو که نمیخواست کم بیاره اومد که حرف بزنه شاکی شدم گفتم:
- مگه من میگم که متلک بگن؟مگه من گفتم که بیان تو خیابون؟مگه من مقصرم؟مگه جای همه الافا منو باید ببرین پاسگاه؟ مگه من گفتم تفریح نداشته باشن؟ من نازییو طلاق ن.. می... دم!!!!!!!
جمعیت رفت رو هوا ما نیز باهاش دست دادیمو خلاصه در رفتیم
منبع: فیلم سینمایی خالی بند9 |